<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حرفای دلم </title>
<link>https://emra-666.blogfa.com</link>
<description>شعر بهترین راه زدن حرف دله</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2015 07:00:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>سر زد سپیده در خانه دل</title>
<link>https://emra-666.blogfa.com/post/93</link>
<description>سر زد سپیده در خانه دل سر زد سپیده در خانه ی دل خورشید طلوع کرد و روشن شد خانه ی دل انبساط دل یخ بسته چکید یخ آن باز شد و از خانه دل چند واژه چکید در حرف اول دلم به یاد روزهای سرد گذشته افتاد آن سرمای زمستان تنهایی که دلم در گوشه آن سیاه چال افتاد حرف دوم در دلم خانه تکید سال نو شد و سر زد سپیده و نور تازه ایی به این خانه رسید در آن سیاه چاله ی تاریک گشود بند آن زنجیری بسته به دیوار، با نور دو چشمش باز نمود و به او حسی داد، که در این شب هنگام در درونش باز</description>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2015 07:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>emra-666</dc:creator>
<guid>emra-666.blogfa.com/post/93</guid>
</item>
<item>
<title>لبخند تو</title>
<link>https://emra-666.blogfa.com/post/92</link>
<description>لبخند تو لبخند تو بر من قند است کنار چایی تلخم ولی مهرت شیرینی ست برای زندگی لبخندت و از من مخفی نکن ای تو تلخ است این کار زهری شود در جان جان منی جانان لبخندتم عشق است چشمک بزن بر من چشم تو را عشق است emra</description>
<pubDate>Sat, 19 Sep 2015 06:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>emra-666</dc:creator>
<guid>emra-666.blogfa.com/post/92</guid>
</item>
<item>
<title>ماه پشت ابر</title>
<link>https://emra-666.blogfa.com/post/91</link>
<description>ماه پشت ابر هر چقدر ماه خود را پشت ابر مخفی کرد حریف نگاه خیره مانده ی من نشد ابرها هم به خیرگی من حسادت کردند اما ماه من امروز تمام مدت پشتش را به من کرده بود و فقط یک پرتوی نگاهش امروز مرا ساعت ها کور کرده بود EMRA</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2015 06:53:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>emra-666</dc:creator>
<guid>emra-666.blogfa.com/post/91</guid>
</item>
<item>
<title>تنها قافیه برای عشق “ تو ”</title>
<link>https://emra-666.blogfa.com/post/90</link>
<description>تنها قافیه برای عشق “ تو ” تنها قافیه برای عشق “ تو ” ست بیخیال حرف استادان ادبیات که میگویند تو و عشق قافیه و ردیف ندارید آنها آهنگ صدا و چشمان تو را ندیده اند کـــــه چقدر “ عشق ” اند emra</description>
<pubDate>Tue, 21 Jul 2015 06:52:08 +0330</pubDate>
<dc:creator>emra-666</dc:creator>
<guid>emra-666.blogfa.com/post/90</guid>
</item>
<item>
<title>سه شنبه ها</title>
<link>https://emra-666.blogfa.com/post/89</link>
<description>نیمه شب بد یومنیست و من مثه سگان ولگرد پرسه میزنم همچو آوارگان در خاطرات امروز سه شنبه ست و بیشترین خاطرات ما از سه شنبه هاست! لعنت خدا به این سه شنبه ها!!! یادم می آید آخرین سه شنبه ی ما شب چهارشنبه سوری ایی بود برای این دل بی نوا! انفجار تک تک حرفهایت آن سه شنبه را کابوسی کرد برای من در خاطراتم و از همان سه شنبه ست که من هرشب با یادت تا نیمه های شب بی خوابم گاهی ولگرد خاطراتت گاهی ولو پای لپتاپ و خیره به عکس هایت و گاهی ولگرد خیابان های اطراف خانه ی شما!</description>
<pubDate>Tue, 13 Aug 2013 10:19:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>emra-666</dc:creator>
<guid>emra-666.blogfa.com/post/89</guid>
</item>
<item>
<title>دلم تنگ شده برات</title>
<link>https://emra-666.blogfa.com/post/88</link>
<description>مخاطب خاص: طوله سگ دلم برات خیلی تنگ شده بیا بیبین از درد دوری روزم مثه شبم سیاه ------------------------------------------------------------ باید چیزی بنویسم تا بخوانی و بدانی که هنوز دلم بدجور با توست؛ میانه های شب در خواب هایم فقط باز هستی تو؛ چشم هایم صبح ها باز میشود فقط به امید باز شدن بر روی زیبای تو؛ دستانم در پرسه زدن های خیابانی گرفته است خیالی همچنان فقط دستان تو ؛ اما آه و حسرت که تو نیستی و از تو فقط خواب و خیالت مانده، و قاب عکسی که هر روز در</description>
<pubDate>Sun, 28 Jul 2013 11:24:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>emra-666</dc:creator>
<guid>emra-666.blogfa.com/post/88</guid>
</item>
<item>
<title>فروش خانه ی قلب</title>
<link>https://emra-666.blogfa.com/post/87</link>
<description>خانه ی قلبم خاک گرفته است به خدا زشت نیست فقط کمی خاکی ست چند ماهی ست که منزل قلبم خالی ست آنکس که صاحبش بود از آنجا اسباب کشید و با غبارش خاکی رها کرد آنرا؛ چند روزی ست اما حالم دیدنی ست آب و جارو ایی خریده ام برای فراموشی و می خواهم آماده اش کنم برای صاحب خانه ی بعدی چون خانه ی خالی مالیاتش هست سنگین سنگین به اندازه ی یک کهکشان هر روز تنهایی،گوشه نشینی،افسردگی،نا امیدی پس آگهی ش را می چسبان روی دیوارم ، آی مردم منزل قلبم فروشی ست .</description>
<pubDate>Sun, 09 Jun 2013 08:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>emra-666</dc:creator>
<guid>emra-666.blogfa.com/post/87</guid>
</item>
<item>
<title>دریای برزخ بی تو بودن</title>
<link>https://emra-666.blogfa.com/post/86</link>
<description>هوس قدم زدن های تکراری هر روز و با تو دارم بوسیدن های یواشکیمون تو خیابون و دانشگاه و میدون آخه چی شد اون روزا و خاطرات خوبمون ، حتی تو مترو!!! هوس درس خوندن از روی جزوه های خیس از عرقای تنمون دیدن تکراری فیلمای مزخرف سینما، فقط به بهانه ی با هم بودنمون حرفا و دعواهای الکیمون تو اتوبوس خیابون ، فقط به بهانه بازی کردن نقش زن و شوهر های جوون؛ هوس قایم موشک بازی تو انباری خونمون تماشای پختن غذا و شستن ظرفا تو آشپزخونه ی خونتون آخه لامصب تو خودت بگو چی شد و چه</description>
<pubDate>Tue, 21 May 2013 10:28:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>emra-666</dc:creator>
<guid>emra-666.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
<item>
<title>هی با تو ام که بی معرفت بودی و  رفتی!!!!!!!!! </title>
<link>https://emra-666.blogfa.com/post/85</link>
<description>هی لعنتی.... اون طوریم که تو فکر میکنی نیست... شاید عاشقت بودم یه روزی.... ولی ببین بی تو، هم زنده ام... هم زندگی میکنم... فقط گاهی در این میان... یادت... زهر میکند به کامم زندگی را... همین... و چقد تلخه این زهر نبودنت</description>
<pubDate>Mon, 13 May 2013 08:06:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>emra-666</dc:creator>
<guid>emra-666.blogfa.com/post/85</guid>
</item>
<item>
<title>سپیده دم فردا</title>
<link>https://emra-666.blogfa.com/post/84</link>
<description>سر زد سپیده در خانه ی دل خورشید طلوع کرد و روشن شد خانه ی دل انبساط دل یخ بسته چکید یخ آن باز شد و از خانه دل چند واژه چکید در حرف اول دلم به یاد روزهای سرد گذشته افتاد آن سرمای زمستان تنهایی که دلم در گوشه آن سیاه چال افتاد حرف دوم در دلم خانه تکید سال نو شد و سر زد سپیده و نور تازه ایی به این خانه رسید در آن سیاه چاله ی تاریک گشود بند آن زنجیری بسته به دیوار، با نور دو چشمش باز نمود و به او حسی داد، که در این شب هنگام در درونش باز شعری بگوید واژه واژه</description>
<pubDate>Wed, 03 Apr 2013 10:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>emra-666</dc:creator>
<guid>emra-666.blogfa.com/post/84</guid>
</item>
</channel>
</rss>
