من اینجا با تو و خیال آن غروبِ کنار دریا
کنار تو بودم و بهترین خاطره ام بود از دریا
من اینجا با تو ام خدا میداند که تو کجایی و
غرق کدوم رویا
من غرق دریای خیال تو و
تو در دنیای خودت غرق آمال و آرزوهات
من اینجا با تو ام و امواجی از تنهایی
من را به دریای خلصه ی خیال تو فرو میبرد
تو آنجا شاید با آنهایی
آنهایی که تو را از من دزدیدن و بردن
که تو را غرق خواب و خیال های واهی کنند
من اینجا تنها با توام و تو حتی نمیدانی
کسی مدت هاست در خاطره آن روز کنار دریا
روحش جامانده است و غرق آرزوی با تو ماندن است
وتو حتی نمیدانی که خاطرت برای کسی
که همیشه سر به سرت میگذارد
چقدر خواستنی ست
تقدیم به ؟
emra