من اینجا با تو و خیال آن غروبِ کنار دریا کنار تو بودم و بهترین خاطره ام بود از دریا من اینجا با تو ام خدا میداند که تو کجایی و غرق کدوم رویا من غرق دریای خیال تو و تو در دنیای خودت غرق آمال و آرزوهات من اینجا با تو ام و امواجی از تنهایی من را به دریای خلصه ی خیال تو فرو میبرد تو آنجا شاید با آنهایی آنهایی که تو را از من دزدیدن و بردن که تو را غرق خواب و خیال های واهی کنند من اینجا تنها با توام و تو حتی نمیدانی کسی مدت هاست در خاطره آن روز کنار دریا روحش جامانده است و غرق آرزوی با تو ماندن است وتو حتی نمیدانی که خاطرت برای کسی که همیشه سر به سرت میگذارد چقدر خواستنی ست تقدیم به ؟ emra
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۱ ساعت 15:41 توسط مصطفی
|
دلداده ام بر باد بر هرچه بادا باد مجنون تر لیلی شیرین تر از فرهاد ای عشق از آتش اصل نسب داری از تیره دودی از دودمان باد آب از تو طوفان شد خاک از تو خاکستر از بوی تو آتش در جان باد افتاد هر قصر بی شیرین چون بیستون ویران هر کوه بی فرهاد کاهی به دست باد هفتاد پشت ما از نسل غم بودن ارث پدر مارا اندوه مادر زاد از خاک ما در باد بوی تو می آید تنها تو می مانی ما میرویم از یاد