آخر دنیا

امروز با خودم فک کردم که اگه آخر دنیا باشه
چه حسراتی برام مونده؟؟


دیدم هیچ حستری ندارم جز اینکه هر چی با تو گذشت

خیلی خیلی کم بودش

چه دعواهاش چه خاطره هاش چه هرچه خوب و بد بودش

فقط میدونم خیلی کم بودش

تقدیم به n
emra

بازم یاد تو!!

وقتی بارون میزنه تو کوچه و خیابونا
دل من پر میزنه ،
 تو کوچه ی بن بست تو ،با تموم خاطرهاش
وقتی بارون میزنه تو کوچه و خیابونا
دست من سردیش میکنه ، گرمی دست تو رو می خواد
وقتی بارون میزنه تو کوچه و خیابونا
چشم من چون چشمه میشه ،
گوشه ی پیرهن تو رو می خواد
خدا کنه بارون بند بیاد ، آخه خونه شده یه زندون
میترسم از رفتن زیر بارون و دلتنگ تر شدن برای اون

 تقدیم بازم به N
دلتنگی دیگه کاریش نمیشه کرد!!

emra


بعضی ها اگه بدونن که وقتی نیستن دل آدم چقد براشون تنگ میشه از خجالت آب میشن!

 

 

علامت سوال ؟

امشب دلم به مهمونی یه یاد دعوته
یاد کسی که آرزوی داشتنش برام یه خواب و خیاله


کسی که شاید روز نخست آشنایی
نباید به سادگی ازش می گذشتم
که امروز برای گفتن دوستش دارم
هزار بار نقشه بکشم و باز هم نتوانم

اما مینویسم دوستش دارم تا که شاید بخواند و بفهمد

گرچه از کجا باید بداند که محبوب نوشته هایم اوست
گرچه از کجا بداند چه حس بینهایت عاشقانه ایی دارم به او

گرچه از کجا باید بداند بسیاری از شیطنت هایم
برای این است که نفهمد در دلم چه حسی دارم به او

گرچه خیلی از روزگار را در تنهایی گذراندم
اما با یاد اوبود که توانستم بگذرانم

و امروز برای فرار از تنهایی که نه
برای ساختن شادی و قربانی کردن وجودم برای آرامش او
میخواهم مهمان یاد او که نه
همراه قدم های او باشم.
تقدیم به ؟؟؟؟
emra

چشم انتظارت

همچون مادر بی سوادی شدم که دلتنگ بچه اش هست اما نمیتواند شماره اش را بگیرد!!!

چشم انتظارت چه اندازه رو به آسمان دعا کردم

زیر دیوار و کنار پنجره ی اتاقت تا نیمه ی شب

                    با خیالت زمزمه های عاشقانه کردم

و هر بار سنگینی غم نبودنت را نم نم بارون

با نوازش سرد صورتم به جای دستان تو به رخ ام می کشید

و باز ناله ی : " وای باران شیشه پنجره را باران شست

           از دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست!؟! "

تقدیم به n

                                                                                   emra