چشم انتظارت
همچون مادر بی سوادی شدم که دلتنگ بچه اش هست اما نمیتواند شماره اش را بگیرد!!!
چشم انتظارت چه اندازه رو به آسمان دعا کردم
چشم انتظارت چه اندازه رو به آسمان دعا کردم
زیر دیوار و کنار پنجره ی اتاقت تا نیمه ی شب
با خیالت زمزمه های عاشقانه کردم
و هر بار سنگینی غم نبودنت را نم نم بارون
با نوازش سرد صورتم به جای دستان تو به رخ ام می کشید
و باز ناله ی : " وای باران شیشه پنجره را باران شست
از دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست!؟! "
تقدیم به n
emra
+ نوشته شده در سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۱ ساعت 18:10 توسط مصطفی
دلداده ام بر باد