تکیه کردم بر وفای تو غلط کردم غلط

تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط

باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط

عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث

ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط

دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا

سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط

اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد

جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط

همچو وحشی رفت جانم درهوایش حیف ، حیف

خو گرفتم با جفای او غلط کردم ، غلط


                                                  وحشی بافقی

بخند به حالم که حالم خنده داره

هوس کردم برم امشب زیر بارون تو خیابون، به یادت اشک بریزم تا که بباره همیشه

آخه وقتی بارون میاد رو صورت یه عاشق مثه من

حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه

امشب چشای من مثه ابرای بهاره ، نخند به حال من که حالم گریه داره

چرا گریه ام نمیتونه رو تو تاثیری بذاره، آره بخند بخند که حالم خنده داره

این عشق یک طرفه من رو کشونده تو خیابون ها

نمی خوام توی این خلوت کسی دور و برم باشه

نه پلاکم روی هم میرن نه دست میکشم از گریه

نه می خوام بند بیاد بارون نه چتری رو سرم باشه

امشب چشای من مثه ابرای بهاره ، نخند به حال من که حالم گریه داره

چرا گریه ام نمیتونه رو تو تاثیری بذاره، آره بخند بخند که حالم خنده داره

تقدیم به شاهپری قصه هام

آخ اگه میشد مال من باشی دوباره

آخ اگه میشد تو شبام باشی ستاره

میذاشتم رو چشام شاهپری قصه هام

آخ اگه میشد بیای به من بگی آره

آرزومه که خوشبخت بشی با عشق جدیدت!!!!!!!!!

پیوندت مبارک شدی با من غریبه!!!!!!!!!!

دیگه نگران این نباش که دل بی تو میگیره

دعام پشت سرت هست ولی دل بی تو میگیره

قلبم میمیره بی تو گریم میگیره بی تو سردن دستای من

هر دم غمهای من بیشتر میشن اگه میشد بشی مال من

یعنی بازم میشه بشیم مثه قدیما

رو هم نداشته باشیم هیچ حس بدی ما

توی مشکلاتم بکنی من و آروم

با وجودت به زندگیم بدی سر و سامون

طاقت نداشته باشی ببینی من و داغون

ناراحت بشی ببینی من و با اون

با من سر چیزای بی مورد دعوا کنی

حساب من و از بقیه باز سوا کنی

هر جایی که رفتم یا که هستم باشی

توی مشکلاتم عصای دستم باشی

یا با گفتن حرفایی که دلنشینه

نذاری که کشتی های من به گل بشینه

میدونم بهتر از همه صدامو میشنوی

خب به تو محتاجم چرا دلمو میشکنی

کمکم کن که خیلی دلم تنگه واسه ت

تو بیا به زندگی من بده رنگ تازه

قلبم میمیره بی تو گریم میگیره بی تو سردن دستای من

هر دم غمهای من بیشتر میشن اگه میشد بشی مال من

اگه هنوزم تو یکم دوسم داری پس

بیا واسه تو تو قلب من یه جایی هست!!!!!!!!!!!!

بیا با من بمون که بی آزارم

بیشتر از هر کسی الان به تو نیاز دارم

تقدیم به N


دانلود آهنگ این شعر با اسم "قلبم" از آرمین و  2ای اف ام 

http://emra66.persiangig.com/t%202afm%20-%20Ghalbam%20(www.Rap3da.net).mp3

قسمتی از قصیده آبی خاکستری ، سیاه از حمید مصدق

آه می بینم ، می بینم

تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی

من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم
چه امید عبثی
من چه دارم که تو را در خور ؟
هیچ
من چه دارم که سزاوار تو ؟
هیچ
تو همه هستی من ، هستی من
تو همه زندگی من هستی
تو چه داری ؟
همه چیز
تو چه کم داری ؟ هیچ
بی تو در می ابم
چون چناران کهن
از درون تلخی واریزم را
کاهش جان من این شعر من است
آرزو می کردم
که تو خواننده ی شعرم باشی
راستی شعر مرا می خوانی ؟
نه ، دریغا ، هرگز
باورنم نیست که خواننده ی شعرم باشی
کاشکی شعر مرا می خواندی
بی تو من چیستم ؟ ابر اندوه
بی تو سرگردانتر ، از پژواکم

در کوه

تقدیم به N


برای دیدن متن کامل این قصیده به ادامه ی مطلب بروید

ادامه نوشته

روز عاشقانه گفتن

بعد رفتنت عزیزم بس که تنهایی کشیدم

                       قامتم خمیده از بس عشقت و به دوش کشیدم

تو غم بی همزبونی هی میکشتم لحظه هامو

                      توی برگه های شعرم خالی کردم عقده هامو

خاطرت جمع هر جا باشی توی غربت یه کسی هست

                     خاطرات زندگیشه اون غریبه خاطرت هست

اون که تو ۷ آسمونش یه ستاره هم نداره

                     اون منم که دلخوشیشم اینه که گل من کسی رو داره

مثه دیگرون نبودم سر راهت و نبستم

                     می دونستم که میای و چشم به جاده ها نشستم

خاطرت جمع تو دل من تو حسابت پاک پاکه

                     این خطای دل من بود اون که افتاده به خاکت

تو روزایی که نبودی نمی دونی چی کشیدم

                    صبح تا شب زخمزبون از هر غریبه ایی شنیدم

گل من سرت سلامت تو که خوش باشی غمم نیست

                    این همیشه آرزومه پس دلیل ماتمم نیست

دیگه از گریه گذشته به جنون رسیده کارم

                    تو که خوشبختی عزیزم دیگه غصه ایی ندارم

آره این رسم روزگاره شکایتی نیست

تنها امیدم که نا امیده، امید من دوباره ته کشیده

لحظه به لحظه فکر نا امیدی ، این لحظات امونم و بریده

اون که میگفت با دستای دل من، از قفس بی کسی آزاد شد

چی شد که با گریه ی من شاد شد ، با شبنم اشک من آباد شد

از وقتی رفت یه روز خوش ندیدم، خواستم دلم یه گوشه ایی بمیره

خسته شدم چه انتظار سختی ، یکی بیاد جون من و بگیره

قلب من از تپیدنش خسته شد ، نبضم با ضربه های معکوس مرد

قلب من از خستگی خوابش گرفت ، این دل نا امید و مایوس مرد

روزی خواستی از سر نا امیدی جونت و بگیرم اما با شبنم اشکای من آباد شدی و حالا من میخوام که یکی بیاد و جونم و بگیره. آره این رسم روزگاره شکایتی نیست