حسین
حسین ای عشق عاشقانه ترین روزگار من
حسین ای زیباترین صدای روی لب های من
حسین ای کربلای تو معبودگاه من
حسین ای جان من از داستان تو سوزانده جگر
ای ماه من ، من از دوری تو چون مرغ ز جفت بازمانده مانده ام دل نگران
ای شاه من ، من آشیانه ایی میخواهم در اقلیم پادشاهیت
تا جان چون شمع جگر گداز مانده از دوریت را
تقدیم کنم به شما و معبودم در عاشقانه ترین لحظه های روزگارانم
emra
+ نوشته شده در چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۹۰ ساعت 11:24 توسط مصطفی
|
دلداده ام بر باد