ویرانه ی دل
من که به ویران شدن عادت دارم
من که به ساختن از نو عادت دارم
اما اینبار خانه ایی خواهم ساخت
که نه کس را در آن راه دهم
و نه حتی تن بی جان خودم
که به وقت ویرانی
نباشم در زیر آوراهایش
دنبال جسد خاطره ایی
رو به رویش می نشینم به انتظار حرفی نو ، شعری نو
تا که بر سر در این خانه نویسم هرشب
اینقدر بر روی در و دیوارهایش می نویسم با غم
تا که جایی نباشد روی دیوار اتاق قلبم حتی برای یک یادگاری
EMRA

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 15:40 توسط مصطفی
|
دلداده ام بر باد